نانوایی رفتن قبل از جنگ + موتورسواری که کلی نان بربری و نان سنگک خریده نانوایی رفتن قبل از جنگ + موتورسواری که کلی نان بربری و نان سنگک خریده
یه کارتون بیسکوئیت گرفتم ذخیره کنم اگر جنگ شد بخورم 2 تا دیگه ازش مونده یه کارتون بیسکوئیت گرفتم ذخیره کنم اگر جنگ شد بخورم دو تا دیگه ازش مونده
ازم پرسید با کسی مثل خودت قرار میذاری ؟ ازم پرسید با کسی مثل خودت قرار میذاری ؟ گفتم عزیزم من برای زنی مثل خودم میرم جنگ
جمع کردن تن ماهی برای جنگ زمستون اتمی اینقدری که این رفیق من تن ماهی جمع کرده بود گویا واسه جنگ نبوده بلکه بیشتر برای زمستون اتمی آماده شده بود
دوتا کنسرو گرفته بودم واسه مواقع اضطراری دوتا کنسرو گرفته بودم واسه مواقع اضطراری همون روز اول جنگ خوردیم
رژیم غذایی من در جنگ سقوط کرد هم جنگ شد هم صلح شد ولی تنها رژیمی که این وسط سقوط کرد رژیم غذایی بنده بود