جوک فقیر در کودکی

جوک فقیر در کودکی

وای یادم افتاد من وقتی بچه بودم به خودم میگفتم بزرگ شدم به فقیرا خیلی کمک میکنم ، الان خودم جزو همون فقیرام

من اگه زن نیوتون بودم

من اگه زن نیوتون بودم

من اگه زن نیوتون بودم هر شب بیدارش میکردم میگفتم : چطور اشک من رو زمین میریخت توجه نمیکردی ولی خوب حواست به اون سیب…

جوک استاد تروخدا کمکم کن

جوک استاد تروخدا کمکم کن

هیچوقت اون استادمون که سر جلسه امتحان بهش گفتم استاد تروخدا کمکم کن یه هزار تومنی گذاشت رو برگه ام رو نمیبخشم

بفهم تینیج علی بفهم

بفهم تینیج علی بفهم

از بیبی فیس بودن خسته شدم هر چی بچه س از من خوشش میاد بابا من یه پیرمردم دیگه بفهم تینیج علی بفهم

تنهایی زندگی کردن اینطوریه که

تنهایی زندگی کردن اینطوریه که

تنهایی زندگی کردن اینطوریه که هر وقت مواد غذایی میخری دلت برای بابات تنگ میشه هر وقتم که آشپزی میکنی دلت برای مامانت تنگ میشه

من همیشه همون همیشگیم رو میخوام

من همیشه همون همیشگیم رو میخوام

من همیشه همون طعم همیشگی بستنی رو میخرم همون نوشیدنی همیشگی رو سفارش میدم همون عطر همیشگیم و میزنم و عاشق همون آدم همیشگی میمونم…